وب نوشته هاي يك كانتر هواپيمايي
سلام چند روز پيش يه مسافر خارجي داشتم ؛ طرف اهله تركيه بود ؛ از اصفهان مي رفت شيراز و ۳ روز بعد از شيراز مي رفت تهران و ۹ ساعت بعدش از تهران با تُركيش برمي گشت تركيه مشكلي كه پيش اومد اين بود كه وقتي پروازه شيراز تهرانشا مي خواستم بگيرم سيستم قطع شد و اون ۶تا جايي كه داشت پريد ؛ وقتي كه دوباره وصل شد گذاشتمش ليست انتظار ؛ ليست انتظاري كه اولويته اول بود و اگه يكي كنسل مي كرد يا حتي خوده كنترل پرواز اگه پروازا چك مي كرد و ميديد كه مسافر خارجي هست محض خاطر آبرو حتما اوكي مي كرد . وقتي كه سيستم قطع شد و پروازا از دست داد بهش گفتم چه مشكلي به وجود اومده اونم در كماله خونسردي بهم گفت به هيچ عنوان قبول نمي كنه پروازي كه جا داشته حالا نداره و عينا مي گفت كه جاي منا بده مي خوام برم حالا من هرچي براش توضيح مي دادم اين نمي فهميد ؛ به معناي تمامه كلمه نمي فهميد ؛ اون روزم تولده مامانه دوستم بود و از طرفه دوستم برا مامانش گل سفارش داده بودم ؛ گل رسيد دفتر ؛ تا آقاهه دسته گلا ديد پرسيد ماله كيه؟؟؟؟؟؟؟ منم چون واقعا عصباني شده بودم گفتم ماله دوست پسرمه ؛ امروز تولدشه و من به خاطر شما اينجا موندم و گلا با پيك براش مي فرستم . يه لحظه انگاري دلش برام سوخت ؛ مسيره حرفا كشوند به سياست كه شماها ميگين اينجا هيچ مشكلي نيست ؛ پس چرا اينترنتتون قطع شد و و و و و ديگه اونقدر عصباني شده بودم كه با يه لحنه تند ولي با يه لبخنده مضحك بهش گفتم اون حرفا را ول كن ؛ چيزي كه واقعي هست همين لحظه س كه من به خاطره تو مهموني تولده دوست پسرما از دست دادم هرچي هم بهش مي گفتم تو برو من ليست انتظارت اوكي بشه باهات تماس مي گيرم برو پاي پرواز سوار شو قبول نمي كرد . از اون طرف مديرعاملون از طبقه بالا زنگ زده بهم مي گه : فلاني زر نزن به انگليسي چي ميشه؟؟؟؟؟؟ همونا به اين بگو آخر سر كه همه چيزا براش دوباره و صدباره توضيح دادم دراومده بهم مي گه : من يه پيشنهادي دارم ؛ من مي رم اما شما شماره تونا به من بدين من باهاتون تماس بگيرم ؛ منم كارته دفترا بهش دادم ؛ دراومده بهم مي گه : نـــــــــــــــــــــــه ؛ شماره موبايله خودتا بده ؛ راستي نگفتي برا چي اينقدر راحت انگليسي صحبت مي كني؟؟؟؟؟ يه لحظه شوكه شدم مرده هم بلند شد گفت اوكي بريم ؛ اما شما شماره تلفنتا به من بده من لازمم مي شه اين شد كه برديمش ايران اير و سفارشاته لازمه هم شد و حضرت آقا تشريفشونا بردند ؛ ما هم اومديم خونه مون ؛ اما واقعا زبون نفهم بود ؛ جوري كه من دهنم كف كرده بود از بس با اين حرف زدم . پ ن : تمامه مكالماته بين اوشون و ايشونتون همه به انگليسي بود اونم ۲ ساعته تمااااااااااااااااااااااام ؛ واااااااااااااااااااااااااي مادرجااااااااااااااااااان سلام اوووووووووممممم ؛ خيلي خيلي سختمه كه بعد از مدت ها توو يه جاي جديد شروع كنم به نوشتن ، اما خب ؛ مي نويسم تا بشه ؛ اول از خودم بگم تا برسيم به ماجراهاي بعدي كه توو محيط كار برام اتفاق افتاده و خواهد افتاد . اينجا اسمم ميس پي.ان.آر هست ؛ حالا اين پي.ان.آر چي هست؟؟؟؟؟؟؟جونم خدمتتون بگه كه مخففه پسنجر نامبر رزرو هست كه شامل حروف و اعداده و با اين كد بعد از انجام رزرو ؛ اطلاعات شما بازيابي مي شه و هر تغييري ميشه روش انجام داد ؛ يه جورايي مي شه گفت يه جور سريال پيگيري هست . وقتي كه درسم تموم شد و بعد از دفاع از پايان نامه م ؛ زياد خونه نشين نبودم و با توجه به اينكه مدرك زبان هم داشتم زود رفتم سر اين كار ؛ اما كاري كه هر لحظه و هر دقيقه ش همراه با استرس ؛ نگراني و دلهره و اضطرابه ؛ كاري كه از بيرون واقعا شيك و اتو كشيده س ؛ كاري كه از نظر كلاس داشتن هيچي كم نداره اما واقعا كچل مي شي ؛ واقعا ازت اعصاب مي گيره ؛ كاري كه واقعا بايد توش سر و زبون داشته باشي ؛ كاري كه لازمه ش يه زبونه چرم و نرمه ؛ كاري كه توش : هميشه و در همه حال و در هر موقعيتي ؛ حق با مسافر هست. ![]()
![]()
![]()
؛ جوري كه از چشام معلوم بود يه چي اين مرده گفته ؛ مديرعاملون ازم پرسيد چي مي گه اين؟؟؟؟؟؟؟ تا براش گفتم اومد به مرده گفت : پاشو پاشو با هم ميريم دفتر مركزيه ايران اير ؛ من اونجا برات اوكي مي كنم![]()
![]()
![]()
| Design By : Pars Skin |

